الشيخ الكليني ( مترجم : رسولي )

208

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

كرده و مقدر نموده و حكم فرموده ولى دوست نداشته است ؟ فرمود اين چنين بما رسيده است . شرح - گويا امام ( ع ) سائل را قابل ندانسته و يا در مجلس نااهلى بوده كه بيان مطلب مقتضى حكمت نبوده است لذا بطور اجمال فرمود : اين چنين از پيغمبر و پدرانم به من رسيده است و توضيح نفرموده و احتمال دارد توضيح سخن امام ( ع ) اين باشد كه خواست و اراده تقدير و حكم خدا بافعال و كردارهاى بندگان تعلق ميگيرد ولى خدا گناه و كار زشت آنها را دوست ندارد و يا مقصود اينست كه اسناد آن چهار صفت نسبت به خدا صحيح است ولى اسناد محبت به او صحيح نيست . و يا چون اراده و خواست و تقدير و حكم خدا بخلقت و ايجاد بنده تعلق گيرد و خواهد كه او قادر و مختار باشد طبعا بعضى از بندگان از اين قدرت و اختيار سوء استفاده كرده مرتكب گناه و عصيان ميشوند كه خدا آن را دوست ندارد پس اراده و خواست خدا بالاصالة بوجود و اختيار بنده تعلق گرفته و بالتبع بگناهى كه از او سر مىزند ولى دوست نداشتن خدا بالاصاله بگناه تعلق گرفته است . 3 - امام صادق ( ع ) فرمود : ممكن است خدا امر كند و نخواهد و خواهد و امر نكند ، شيطان را امر كرد كه به آدم سجده كند و خواست كه سجده نكند و اگر ميخواست سجده ميكرد . و آدم را از خوردن آن درخت نهى فرمود و خواست كه از آن بخورد و اگر نميخواست او نميخورد . شرح - چنانچه به همين زودى بيان مىشود مذهب ما شيعيان در مسأله جبر و تفويض بر اساس عدل و امر بين الامرين است و از اين جهت ما را عدليه نامند ولى ظاهر اين خبر با عقيده جبريه موافق است لذا مجلسى ره با هشت طريق اين حديث را توجيه نموده است بعضى از آنها كه روشنتر به نظر ميرسد اينست : اول اين خبر در مورد تقيه صادر شده است و شاهدى هم برايش ذكر مىكند دوم - اينكه مقصود از خواست خدا علم اوست و آن هم شاهد دارد سوم - اينكه مراد بخواست خدا هدايات و الطاف خاصه او است كه چون از آدم و ابليس باز گرفت مرتكب نافرمانى شدند . چهارم - مقصود اينست كه خدا خواست شيطان را بر سجود و آدم را بر نخوردن از درخت مجبور نكند و آنها را به اختيار خود واگذارد . 4 - حضرت ابو الحسن ( ع ) فرمود : خدا را دو اراده و دو مشيت است . ارادهء حتم و ارادهء عزم ( و مشيت حتم و مشيت عزم ) خدا نهى مىكند و ميخواهد ، امر مىكند و نميخواهد ، مگر نمىبينى كه او